قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

684

درة التاج ( فارسى )

راجع مىشوند بسوى غرب - آنگاه مستقيم مىشوند ، و اين مختصّ نيست بموضعى معيّن ، بل كى واقع مىشود در جميع اجزاء فلك البروج ، پس حركت ايشان اگر بسيط ر [ ا ] از آن اختلافى نباشد - و فلك به آن حركت منخرق نشوذ - بر محيط فلك تدويرى باشد . و آنج حركت او ازينها در بعضى مواضع فلك اسرع بينند و در بعضى أبطأ به جهت آن است : كى فلك تدوير او به زمين نزديك شود - و دور شوذ ، پس او را فلكى خارج المركز باشد - كى تحريك فلك تدوير كند . و همجنين آنج بعد او را از آفتاب مختلف القدر بينند در مواضع فلك ، - جه قرب او موجب آن است كى رؤيت بعد اعظم باشد ، و بعد او موجب آن است كى رؤيت بعد اصغر باشد ، و آنج بعد مذكور او « 1 » ( اين ) جنين باشد عطاردست و زهره . و استدلال كرده‌اند بر آنك اوج عطارد و حضيض او نزديك مىشوند به زمين ، و دور مىشوند ، و اين محوج است بخارج مركزى ديگر او را . و جميع كواكب را حركات ديگرست اخفى از حركات مذكوره ، و محتاج شوند بنا بر اصول سابقه بأفلاكى ديگر - كى اسناد كنند آن حركات را بايشان ، من تعرّض ذكر آن نرسانيدم ، و بعضى از ان در كتب مبسوط ياذ كرده‌اند . و هر حركتى كى گفتيم - كى او محتاج است بفلكى - كى صفت او جنين است ، به آن ، احتياج « 2 » او ميخواهيم « 3 » به آن فلك ، يا بآنج قائم مقام او باشد : يكى باشد آن قائم مقام ، يا بيشتر . و جون گويم « 4 » فلك ثوابت به آن فلك ايشان خواهيم - يا افلاك ايشان ، جه متحقق نشده است كى همه در يك فلك‌اند . و جملهء آنج متحصّل شد از احوال اين اجسام سماوىّ آن است كى از آن بعضى افلاك شفّاف‌اند ، و بعضى كواكب مضى .

--> ( 1 ) - راو - اصل . ( 2 ) - احتياج احتياج - ط . ( 3 ) - ميخواهم - اصل - ط . ( 4 ) - كوئيم - م .